اطلاعات کلی
نگاره : «پادشاه شام در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله»
نسخه : ورقه و گلشاه
کتابت و تصویرگری : عبدالمومن بن محمد خويی
تاریخ تصویرگری : اوایل قرن 7 هـ
مکتب : شیراز
دوره : سلجوقی
جغرافیا : ایران/ عثمانی( خوی ـ تبریز / آناتولی)
شیوه نقاشی: نگارگری_ نسخه خطی
محل نگهداری: موزه توپقاپی استانبول
……………………………………………………………….
توصیف و شرح
نگارههای نسخه «ورقه و گلشاه» به شیوه مکتب نگارگری سلجوقی به نمایش درآمده اند. این نسخه دارای جلد چرمی با تزیینات شمسه و زنجیرک میباشد و دارای 71 نگاره میباشد و ابعاد صفحات آن 8/ 28 * 6/ 21 سانتی متر و در هر صفحه 19 سطر موجود است. متن این نسخه به خط دایروی خوشنویسی شده که با نسخههای خطی که در قرن هفتم هجری در آناتولی نوشته شدهاند، مشابهت صریح دارد.(1) این دیوان مصور در موزه توپقاپی استانبول نگهداری میشود. در این نسخه مکان و تاریخ کتابت ثبت نشدهاست، اما میتوان محل کتابت و تصویرپردازی آن را بهتبع نام تصويرگر ـ شايد خوشنويس ـ اين نسخه که هنرمندي ايراني بهنام عبدالمومن بن محمد خويي است، تصور کرد كه احتمالا در نيمه نخست سده هفتم هجري در آذربایجان و دربار اتابکان ایلدگزی یا اتابکان آذربایجان ـ که در هنرپروری و ادبدوستی دستی گشاده داشتند ـ فعاليت داشتهاست.(2) برخی معتقدند این نسخه در قونیه تصویرگری شدهاست(3)، اما دلیل اینکه این نسخه در خوی یا تبریز، نه آناتولی تصویرگری شده ایناست که ملاحت و پختگی خطوط نسخ و پیرآموز که در متن نسخه مشاهده میشود از آن خود نقاش است، زیرا محمدخویی علاوه بر نگارگری در خط نسخ و رقاع تحریری هم که در متن امضای خود نشان داده، استاد ذوفنونی بودهاست.(4)
در اوایل قرن 13م خویی مجموعهای از نگارههای مربوط به بخشهای مختلف زندگی «ورقه و گلشاه» عیوقی را بهتصویر کشیدهاست که تعدادی از آنها شامل حضور پیامبر و یارانشان در آن صحنهها میشوند. نگاره «پادشاه شام در محضر پیامبر» موضوع خلافت امام علی بعد از پیامبر را نشان میدهد. ظاهرا این نگاره ارتباط نزدیکی با تصویرگری خلافت پیامبر دارد که در «آثارالباقیه بیرونی» و «تاریخ بلعمی» دوره ایلخانی تولید شدهاند.
در این نگاره، پیامبر با ردای سفید در وسط تصویر و به حالت چهار زانو روی گل نیلوفر آبی بر تختی شاهانه همچون مقربان الهی نشستهاست و در سمت راست ایشان، پادشاه شام درخواست خود را مبنی بر زنده شدن ورقه و گلشاه بیان میکند و در عقب وی، احتمالا خدمتکارش ایستادهاست. در سمت چپ پیامبر(ص)، چهار خلیفه بهصورت نشسته به تصویرکشیده شدهاند ـ نام شخصیتها در کنار پیکرهها نوشته شدهاست ـ به طوریکه حضرت علی جلوتر از همه و نزدیکترین فرد به رسول خدا میباشد. عمر پشت سر حضرت علی و دو خلیفه دیگر در ردیف بالایی به نمایش درآمدهاند و ابوبكر مصحفی در دست دارد.
كه ظاهرا قرآن ميباشد. احتمالا نگارگر بدين طريق به تدوين قرآن در زمان خليفه اول اشاره کرده است، زيرا مرحله اول جمعآوري قرآن در زمان حیات پیامبر بوده و مرحله دوم آن در دوره خلافت ابوبکر بوده كه قرآن بهصورت كتابي واحد تدوين شده و مرحله سوم جمعآوري قرآن در دوره خلافت عثمان بوده که قرآنها نسخهبرداری و به سرزمینهای اسلامی فرستاده شدند. در اکثر نگارههای «پیامبر در جمع یارانش»، فردی که در دستش قرآن دارد، عثمان ذکر شدهاست، اما در نگاره «پادشاه شام در محضر پیامبر» قرآن در دست ابوبكر است و در دست عثمان مصحفي وجود ندارد. ممکن است هنرمند به مرحله دوم جمعآوري قرآن اشاره نموده است، همچنین احتمال دارد نام افراد بعد از اتمام تصويرگري توسط ديگران اضافه شدهباشد و به خطا نام ابوبکر روی شخص مصحف به دست نگاشته شده باشد.
احتمال دارد این نگاره جزو اولین نگارههایی باشد که مولفههای شیعی در آن مشاهده میشود. چنانکه حضرت علی نیز همچون پیامبر با لباس سپید ترسیم شده که لباس سپید ایشان نشان پوشش مقدسین در این دوره است. همه خلفا قباهای گشاد مانند قبای پیامبر بر تن دارند که آستینهای آنها مزین به طرازهای زرین میباشد و عمامههایی به رنگ های گوناگون بر سر دارند. فقط امیرالمومنین علی با موها و ریش سرخ رنگ عمامهای سیاه رنگ بر سر دارد و یک کمربند طلایی دور کمر لباس سفیدش پیچیده شده که یادآور کمربند فتوت است و ذوالفقار را نیز به شانه خود تکیه دادهاست. ترسیم ذوالفقار در دستان حضرت علی یادآور نمونه و الگویی برای شجاعت و پهلوانی در نزد اهل فتوت و تشکیلات «اخیلیک» میباشد و به حدیث «لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار» اشاره دارد. عمامه سیاه رنگ حضرت علی می تواند معنا و مفهوم سیاسی داشته باشد، زیرا در فتوتنامهها، رنگ سیاهی که با حضرت علی مرتبط شده، همزمان رنگ مخصوص عباسیان نیز بودهاست و عمامه مشکی بهعنوان نشانه سلطنت برای سلاطین ارسال میشدهاست. بر این اساس ترسیم حضرت علی با عمامه سیاه رنگ میتواند آثار تشکیلات فتوت تصور گردد که برای اتصال حاکمان به خلافت عباسی ایجاد شدهبود.(5)
همچنین احتمال دارد، از نظر دینی، استفاده سادات از عمامه سیاه، به تأسی و پیروی از جد بزرگوارشان حضرت رسول اکرم میباشد. روایات زیادی وجود دارد که آن حضرت عمامه سیاه داشتهاست. ابنعنبه مینویسد که در میان طالبین سید رضی اولین کسی بود که از علائم سیاه استفاده نمود(6) و پیش از وی سادات از رنگ سیاه بهعنوان شعار و علامت استفاده نمیکردند و سیدرضی آغازگر شعار استفاده از علامت سیاه میباشد. پس از آن به مرور استفاده از رنگ سیاه بهعنوان علامت سادات در بین سادات و بنیهاشم مرسوم میشود. بنابراین استفاده از علامت سیاه در بین سادات از ابتدای قرن چهارم به بعد مرسوم گردیده است.(7)
نگارنده: مرضیه علی پور
پی نوشت:
1. آتش، احمد، یک مثنوی گم شده از دوره غزنویان ورقه و گلشاه عیوقی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال اول، ش 4، 1333 ش، صص 1- 13.
2. آژند، یعقوب، هنرایرانی، هنر زردشتی، هنر مانوی، تاریخ، قم: موسی، 1376 ش، صص 31-32.
3.مقدم اشرفی، همگامی نقاشی با ادبیات ایران، ترجمه رویین پاکباز، تهران: نگاه، 1367 ش، ص 17.
4. کریم زاده تبریزی، محمدعلی، احوال و آثار نقاشان قدیم ایران و برخی مشاهیر نگارگر هند و عثمانی، لندن: مستوفی، 1370 ش، ج3، ص 1238.
5. رک: ارتکین، ارطغل، تصاویر نمادین حضرت علی(ع) در نسخ خطی، ترجمه زهرا کبیری پور، تشیع در ایران به روایت فرهنگ مادی، دفتر اول به کوشش محمد حسین افراخته و حمیدرضا آذری نیا، نشر نگاه معاصر، در دست انتشار.
6. خوئی، ابوالقاسم، معجم رجالالحدیث، قم: الثقاقه الاسلامیه فی العالم، 1372 ش، ج16، ص 20.
7.امینى نجفى، عبدالحسین احمد، الغدیر فى الکتاب و السنة و الآداب، بیروت: دارالکتاب، چاپ سوم، 1387 ش، ج3، صص 290- 293.